یا حق

منکه نام شراب از کتاب می شستم      زمانه کاتب دکان می فروشم کرد

سلام 

تموم شد ، دیگه نیستم.

اگه دوست داشتین لینک منو پاک کنید.

دیگه این وبلاگ بروز نمیشه(شایدم شد و اومد زیر این مطلب)تا روزی که خدا

میدونه.

یه روزی بر میگردم ،

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست

یا که من بسیار مستم، یا که سازت ساز نیست

بامراماش ! به بامراماش سر میزنم ، نظراشون رو میخونم و جواب میدم.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی...

.

.

.

.

.

منتظر جلد دوم دفترم باشین.

یاعلیماچ

 

/ 49 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقایق

واقعا تو هم از خونه بابابزرگت خاطره داری؟ میبینی چه قدر خوب بود قبلا ها..ولی حالا......[ناراحت] کاش میشد خدا گذشته ها رو برگردونه.. راستی تو که انقد میای تو نت یه پستم واسه دلخوشی بذار[چشمک]

asal

✖ بزرگــتـرین تـــراژدی انـســان ... آن اســت کــه وقــتـی هـنـوز زنـده اسـت چیـــزی در درون ش بمیــــرد ! ✖ ✖ با متن جدید به نام دوست داشتن آپم نظریادت نره مرررررررررررسی

asal

نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . . با پست جدید (اولین روز...)آپم نظر فراموش نشه مرسی

مهسا

سلام.خوبي؟توهنوز اينجايي؟خيلي خوشحال شدم پيامتوديدم.بازم بهم سربزن

مهسا

سلام دکترخوبي؟عيدتوهم مبارک.ممنون که بهم سرميزني خيلي خوشحال شدم.موفق باشي.ايشالاسال خوبي داشته باشي

[ناراحت]

فاطمه

و کلاس آیین نامه نشسته بودیم که سرهنگ پرسید کی میدونه کجا دور زدن ممنوعه ؟ یکی دستشو بلند کرد و گفت : “تو رفاقت” …

فاطمه

عشــــــق چیست؟ سواله خوبیه!! الان براتون میگم! * * * * * عشــــــــــــق منـــــــم ... ツ بحثم نباشه, اعصاب ندارم...:) ツ

فاطمه

"چال لپ" است دیگر... . . . گاهی هوس میکند رخ بنماید و هوش و حواس "مذکر جماعت" را به یغما ببرد...!