Top gear

تخته گاز

 
شهرزاد
نویسنده : دکترامیر - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/۱
 

همیشه اونطوری نمیشه که ما منتظرشیم...


 
 
دید در شب
نویسنده : دکترامیر - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٤
 

این کیه که قده آینه عکسشو زدن به دیوار

چِقَدَر شبیه من نیست،نه خدایا منم انگار

اگه این منم که مارو چه به این همه اشاره

با کی اشتباه گرفتی من نه ماهم نه ستاره

چشمتو رو آینه وا کن واسه ماه ستاره کم نیست

اونکه آرزوشو داری حتی قد خودتم نیست


روزبه بمانی



 
 
خاطره7-تقلب
نویسنده : دکترامیر - ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

هرچقدر هم که بچه مثبت باشین بالاخره یه فرصتی پیش اومده که یه تقلب خوشگل بکنین.

 اول دبیرستان بودم و مدرسه هم دولتی بود، معلم ریاضی یه آدم کوتوله وکچل وعینکی 

وسیگاری بود، این نئاندرتال شماره یک بود چون یه شماره 2 هم معلم فیزیک بود 

چاق وبسیار قد بلند، راحت قدش 2 متر رو رد میکرد زبونش میگرفت و اینقدر 

قدش بلند بود که سرشو کج میکرد و حرف میزد،بهرحال هرچی که بود من 

خیلی دوسش داشتم دبیر محبوب بچه ها بود، و اذیت کردن تو کارش نبود 

هنوزم که هنوزه نمیتونم فراموشش کنم که اینقدر خاص بود.

اون دبیر ریاضی هم اینقدر کوتوله بود که وقتی میومد تو هیچکس نمیفهمید دبیر

وارد کلاس شده ، میرفت روی سکو وای می ایستاد تا بچه ها ببیننش خلاصه یه 

ربعی از تایم کلاس میرفت که ببیننش.این بشر برای اینکه بچه ها باهاش کلاس 

خصوصی بردارن از عمد سوالات رو غلط میداد یعنی هرجور که حساب میکردی به 

جواب نمیرسیدی ، ساده ترین سوالات مثل حل معادله وپیدا کردن دلتا و x به هیچوجه

جواب نداشتن بیشتر از 80درصد جمعیت کلاس زیر10 میشدن ونمره طلایی 

وبالاترین نمره 10 اونم با ارفاق بود.بعضی از بچه ها هم ناچار شدن باهاش 

کلاس بردارن که نمره بگیرن ولی ما تسلیم نشدیم نیشخند

روز فردای چهارشنبه سوری گفت باید بیایید میخوام امتحان بگیرم

مام دل داشتیم دوست داشتیم که بریم بیرون اما زهرش رو ریخت

فردای چهارشنبه سوری همه اومدن،هیچکس نخونده بود و این

امتحانم میان ترم بود، کلی رفتیم پیش مدیر وخودش که بیخیال بشه

اما نشد که نشد.خودش نبود امتحان بگیره ورقه هاروداده بود دبیر فیزیک

 همون نئاندرتال شماره2 ، ایشون مردی بود که تقلب رو میدید اما

چیزی نمیگفت فقط میگفت لطفا تقلب نکنین و فقط اخطار میداد

بنده خدا سال بعدش که فیزیک 2 رو باهامون داشت دختر خردسالش

عمرش رو داد به شما که براش خیلی سخت بود، جا داره یه فاتحه

بفرستید اگر این پست رو میخونید تا نثار روح رفتگان شما ودختر ایشون بشه

خلاصه ی خلاصه ی خلاصه رفتیم توی یه کلاس دیگه معلم دقیقا بیخ کوش من

لم داده بود به دیوار ونظاره گر کلاس بود.5تا سوال بود وباور کنید هیچکدومش

قابل حل نبود،چه فرصتی بهتر ازاینکه نمره میان ترم کم بشه تا اهل خانواده بگه

باهاش کلاس بردار.

اینجا دوتا شخصیت رو باید معرفی کنم علی و محمد، محمد عزیز از رفیق های

شفیق بنده هست که اونطرف کلاس نشسته بود و سه ردیف باهام فاصله داشت

علی هم از دوستای باحال وباوفای قرن هست که بغل دست من نشسته بود

دیدم محمد داره مینویسه ، یه نگاه به من کرد گفتم توروخدا یه کاری بکن

گفت حله دادا دارمت(از اونور کلاس داد زد  نیشخند)

معلم نگاش کرد و هیچی نگفت.

محمد یه کاغذ تنظیم کرد تایه فرصت مناسب پرتش کنه طرفم، کلی وایسادم تا 

فرصتی پیش بیاد وکلاس تقریبا نصف شده بود همه سفید داده بودن و رفتن.

گفتم داداش بنداز اونم نگاهی به معلم کرد و پرتش کرد، کاغذ از جلو چشمه 

معلم رد شد ومعلم از مبدا تا مقصد کاغذ رو دنبال کرد و گفت امیر خان! تقلب!!

گفتم خاک تو سرت ممد .حالا کاغذه افتاد زیر پای علی ، علی ازون شیش سیلندرای

دیزلیه ، گفتم علی محمد یه تقلب انداخته ، افتاده زیر پات خم شو برش دار.

علی:ها؟

من:کاغذ زیر پات تقلبه خم شو برش دار

علی: چیه

من:عنتر کاغذه محمد تقلب نوشته افتاده زیر پای تو خم شو بیارش بالا تا جفتمون بنویسیم

علی: چی میگی امیر

 کل کلاس داشتن میشنیدن ، داشتم تو گوشش عربده میکشیدم ، معلمم میشنید ولی چیزی 

نمیگفت ولی علی نمیفهمید.

من(عصبانی):عن آقا الان میفتیم جفتمون . اسکل این کاغذه رو بردار

علی: ولم کن بابا چی میگی

نمیدونم چرا اینطوری شده بود، اینقدر عصبی شدم خودم شیرجه زدم روی پاش

کل خودکارای سه ردیف اینور وسه ردیف اونور بچه ها افتاد اینقدر زایه پریدم

کل کلاس داشتن منو نگاه میکردن ، معلم بیخ گوش من بود و شاخ دراورده بود 

از اینهمه ضایع بازی. کاغذه رو برداشتم اومدم بالا، لباسم رو مرتب کردم و

خیلی شیک و مجلسی جلوی چشم معلم بازش کردم.

اینهمه زحمت، اینهمه برنامه ریزی ، اینهمه عصبانیت...وقتی وقتی بازش کردم یه مشت

چرت وپرت ودری وری نوشته بود که اصن صورت مسئله توی حلش نبود 

آقا محمد یه چیز دیگه نوشته بود برا خودش وفقط خطی خطی 

خلاصه اون شد 2 من شدم 3 و این خاطره به یادمون موند.هنوزم کلی میخندیم 

بهش.ماکه مفت پاس کردیم.

 پی نوشت:1-اصولا اینقدر آدم ضایعی نیستم اما اونروز روز بدی بود

وعصبانی بودم.2- توف تو زمان بندیت محمد.

سال بعدش هندسه رو با این معلم داشتیم

همین برنامه رو پیاده کرد وبا چنگ و دندون قبول شدیم اما هنوزم که هنوزه

رفیقام رو بعد از4سال میبینم نتونستن پاسش کنن دگه وبیخیالش شدن

 









 
 
خاطره 6-آزماش خون
نویسنده : دکترامیر - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٥
 

امروز رفتم آزمایش خون بدم ، اینقدر تنبلی به گرسنگی غالب شد که گرفتم خوابیدم

درواقع میگن 12 ساعت ناشتا باش اما وقتی رسیدم به آزمایشگاه 17 ساعت ناشتا بودم

جوری که پذیرش شک کرده بود گفت تو ناشتایی؟نیشخند 

خلاصه لنگ ظهر رسیدم اونجا گفتن چرا اینقدر دیر اومدی، منم نگفتم که گرفتم خوابیدم

گفتم کاری پیش اومد.چشمک

تو دلم نگران این بودم که دوباره میخواد کلی خون بگیره آخه آخرین باری که

چنین آزمایش مشابهی دادم اول یا دوم راهنمایی بودم ونسبتا ضعیف

نمیدونم سرنگش چطوری بود که یه بار کرد تو دستم اما مدام شیشه شو عوض میکرد

و 9 شیشه کامل خون گرفت ،  منم روم اونطرف بود که مثلا نگاه نکنم وقتی برگشتم دیدم

روی 8 تا شیشه برچسب اسم منو زد داره نهمی رو پر میکنه گفتم داداش تعارف نکن

 بریز تو فلاسک ببر بین بچه ها پخش کن یکمی هم ببر خونه برا زنو بچهنیشخند

 

خلاصه مردک کل خونمو کرد تو شیشه دیگه هیچی تو دستم نموند همشو کشید بیشرفزبان

یاد عکسایی افتادم که به مدرسه میدادیم من خودم روزی 12 تا عکس تحویل میدادم . 

خلاصه امروز خانمه یدونه گرفت گفتم عه تموم شد ، چیه اون یه ذره باووو

بگیر چند تا دیگه خنده گفت بسه چخبره ، گفتم من 9 تا ازم گرفتن ، گفت میدونم چی 

 

میگی بعضی ازمایشگاه ها برای هر پارامتر یدونه میگیرن نصفشم اضافه میاد

میریزن دور ، شنیدید؟ میریزن دور در جواب تو دلم گفتم برن خون عمشونو بریزن دور

حالا خون گرفتن ترس نداره ولی وایی به روزی که پنی سلین بیاد سراغتون.

دروازه های جهنم به روتون باز میشه که دیگه خودتون در جریانید.حالا اون طرف 

تازه کارم باشه و بد بزنه که دیگه هی هات تا 6 ماه بستر دیگه قابل استفاده نیستقهقهه

 پی نوشت: حالا یه سوال، داستان چیه ما اینقدر خسته ایم؟از رو تخت بلند میشیم

میریم رو صندلی میشینیم خستگی خوابمون در بره مسئولین رسیدگی کنین بابا

چه وضه جوون مملکته. شاید مال آلودکی هوا باشه متفکرنظرت؟


 
 
چه خوشه بال گرفتن
نویسنده : دکترامیر - ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٩
 
دانلود آهنگ چه خوشه بال گرفتن از بهرنگ جباریان 
 
 
 
این آهنگ فوق العاده از خواننده فوق العاده با نام چه خوشه بال گرفتن هست

با لهجه کرمانشاهی خونده وتمام فارسی هست .
 
 دیدن از درگاه آپارات:
 
دانلود این ویدیو
 
 
 
 
دانلود mp3 با کیفیت 128 
(روی عکس دانلود کلیک کنید صبر کنید تایمر صفر شود سپس روی تولید لینک دانلود بزنید و سپس روی دانلود اگر متوجه نشدید اینجا کلیک کنید)

بنیشم،نشتن=نشستن ، شیتی=دیوانگی،بقیش کاملا فارسیه
متن این آهنگ:
چه خوشه بال گرفتن
 
 
 
چه خوشه بال گرفتن، پر و بالی اگه باشه
 
رو سر بان تو نشتن، شور و حالی اگه باشه

چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
هم ازو خالِ قدیما، خط و خالی اگه باشه
چه خوشه پیری و دل خوش کنک یاد جوانی
هم پیاله ی قدر هم سن و سالی اگه باشه
چه خوشه میل جوانی و بهار و پرِ باغی
خرمی سر چمن و آو زلالی اگه باشه
چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
سینه سوخته ی بزنه ش، سازِ بنالی اگه باشه
چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم 
سیر سیلت بکنم، سیر، مجالی اگه باشه
 

متن شعربهرنگ جباریان 
 
 

 
 
دانلود موزیک ویدیو دوست دارم زندگی رو از سیروان خسروی
نویسنده : دکترامیر - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٧
 

درود بر روان پاکتان.

سیروان خسروی خواننده خوش تیپ و پر طرفدار ایرانی ها توی برنامه 

دید در شب آپارات برای اولین بار از موزیک ویدیو جدیدش از آهنگ 

فوق العاده "دوست دارم زندگی رو" پرده برداشت.این آهنگ به حدی مورد 

علاقه ما بود که به مدت یکسال روی این وبلاگ پخش میشد.

شما رو به دانلود این موزیک ویدیو با کیفیت 1080p دعوت میکنم.

این اجرا در سالن میلاد بوده و تیم پر انرژی سیروان سالن رو منفجر

کردن.و این اجرا دست کمی ازاجرای بزرگ ترین گروه های موسیقی دنیا

نداره، ایمان دارم که خوشتون میاد:

 

دانلود موزیک ویدیو 1080p

دانلود آهنگ دوست دارم زندگی رو از سیروان خسروی

دانلود کد این آهنگ مخصوص وبلاگ