Top gear

تخته گاز

 
ماه محرم
نویسنده : دکترامیر - ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٦
 

سلام به همه.

آهنگ وبمو برای این ماه عوض کردم.

طبق رسم همیشگی  این اهنگ به نام رویای برفی و آهنگسازش مهسا شبستری

هست.

دانلود :

                        [[تابلوی استاد فرشچیان عصر عاشورا]]

 تسلیت عرض میکنم.

 

 

 

پای هرگل، گلاب گریه ی من

باتأثّر، چکیده آمده ام

باد یغما گر خزان هرچند

بر بهارم وزیده، آمده ام

سربلندم که با اسارت خویش

افتخار آفریده آمده ام

تار و پود ستم، به تیغ سخن

با شهامت، دریده آمده ام

پی محو ستم اگر رفتم

با همان عزم وایده آمده ام

ازکنار مجاهدان شهید

وز جهاد عقیده آمده ام

بارها از سر حسین عزیز

صوت قرآن شنیده آمده ام

گر رود خون زدیده ام نه عجب

من که بی نور دیده آمده ام

هدفم، اعتلای قرآن بود

به مرادم رسیده آمده ام

شاهد صبح و شام من شفق است

کز سفر، داغدیده آمده ام

محمد جواد غفورزاده (شفق)

 

 

 

 
 
یا حق
نویسنده : دکترامیر - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٢
 

منکه نام شراب از کتاب می شستم      زمانه کاتب دکان می فروشم کرد

سلام 

تموم شد ، دیگه نیستم.

اگه دوست داشتین لینک منو پاک کنید.

دیگه این وبلاگ بروز نمیشه(شایدم شد و اومد زیر این مطلب)تا روزی که خدا

میدونه.

یه روزی بر میگردم ،

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست

یا که من بسیار مستم، یا که سازت ساز نیست

بامراماش ! به بامراماش سر میزنم ، نظراشون رو میخونم و جواب میدم.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی...

.

.

.

.

.

منتظر جلد دوم دفترم باشین.

یاعلیماچ

 


 
 
هیولاها در ایران
نویسنده : دکترامیر - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٢
 

هیولاها در ایران!!


 
 
دانلود آهنگ dj genesis از بازی saints row the third دسته خلافکاران3
نویسنده : دکترامیر - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٠
 

دانلود آهنگ dj genesis از بازی saints row the third (دسته خلافکاران 3)

دانلود آهنگ کامل تنها در این وبلاگ.و کد مخصوص وبلاگ برای آن.

تنها نسخه ناقص آهنگ در فضای مجازی پیدا میشه که میتونید نسخه کاملش رو از

اینجا دانلود کنید و کد مخصوصش رو برای وبلاگ داشته باشین.

در خصوص بازی بگم ، این بازی مثل عکس هاش فوق العادست و معتادش میشید.

دقیقا شخصیتتون رو باید با کلاس و خوش تیپ طراحی کنید.در ادامه من لینک عکس های

شخصیت های خودم رو قرارمیدم.

روی هر عکس کلیک کنید تا در اندازه واقعی والپیپرش رو ببینید.

 

  لینک والپیپر در اندازه واقعی :

http://up2www.com/uploads/8cc9saints-row-3-wallpapers-2-hd.jpg

 لینک والپیپر در اندازه واقعی:

http://up2www.com/uploads/16f6Saints-Row-The-Third-XBOX-360.jpg

 

 لینک والپیپر در اندازه واقعی:

http://up2www.com/uploads/8cc9Saints-Row-IV-Wallpaper.jpg

 

لینک والپیپر در اندازه واقعی:

http://up2www.com/uploads/8cc9Saints-Row-IV-Wallpaper-Game.jpg

 

 دانلود غیر مستقیم از picofile

دانلوداز دلکش

 

دانلود کد این آهنگ فوق العاده برای وبلاگ نویس های عزیز:

دانلود از picofile

 

در صورتی که این کد در سرویس وبلاگ دهی شما تایید نمیشه من لینک مستقیم

نسخه کم حجم شده در سرور پر سرعت و لینک مستقیم با فرمت مناسب رو در اختیارتون

قرار میدم خودتون توی هر کدی خواستین بذارین.

http://up2www.com/uploads/3555saints-row-the-third-dj-genesis-amirhosein76happy-persianblog-ir[1].mp3

 

 

 

اینم لینک شخصیتی که من توی بازی طراحی کردم:

http://s5.picofile.com/file/8140165868/saintsrowthethird_dx11_2014_09_09_22_18_51_241.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8140166168/saintsrowthethird_dx11_2014_09_09_22_42_13_771.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8140166468/saintsrowthethird_dx11_2014_09_09_22_23_31_168.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8140166518/saintsrowthethird_dx11_2014_09_09_22_23_33_872.jpg

 

 


 
 
خاطره3
نویسنده : دکترامیر - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳٠
 

میخوام یکی از اون خاطرات که کلی طرفدار داره بگم؛ تنها چند دقیقه از زندگی

من که عین فیلم سینمایی میمونه لامصب!نیشخند

این خاطرات ما عین توپ ترکوندن ، دوخاطره 1و2 رو قبلا منتشر کردم که

آدرساشون رو انتهای این مطلب میذارم.

خاطره شماره 3

عرض کنم به خدمتتون چند ماه پیش که ما تونستیم اخذ کنیم دیپلممان را،

با تعدادی از دوستای همکلاسی و تقیریبا صمیمی تصمیم گرفتیم بعنوان جشن

دیپلم و بحالت مجردی بریم بیرون و از یه ماه قبل از امتحان نهایی براش برنامه

ریزی کردیم که کی باید چی بیاره.

یکی از دوستای من که هنوزم خدمتش هستم واسمش حمید هست گفتش که

ماشین با من و بقیش با شما.خلاصه خلاصه اومد و هممون چپیدیم توی ماشین

و رفتیم به سمت چیتگر این آقا حمید که کارش خیلی درسته ، اول کارش روانجام

میده و بعد فکر میکنه

از انداختن ماشین توی چاله میگذرم ، سمت اتوبان تهران کرج اقا حمید با 150

تا پیچید جلوی کامیون(درجه حماقت رو بدونید) و از دنده عقب گرفتن توی

اتوبان تهران کرج هم بگذرم بهتره ، نه؟

خلاصه ما اشهدمون رو خوندیم اما عجلمون نرسیده بود و رسیدیم به مقصد.

رفیقا سریع 2 تا قلیون  آماده و چاق کردن ومشغول شدن. قل قل قل قل قل

.

اون ماه طرح جدید تصویب شده بود که استفاده از دخانیات توی محیط های

طبیعی ممنوعه ، همینطور که رفیقا مشغول بودن قل قل قل یهو گشت پارک رسید

(گشتشون هم دیدین چه خوفه ، آدم خودشو خراب میکنه میبینتشون)

و توی بلند گو گفت ، اهایی اونجا چه خبره!

رنگ حمید شد گچ:  .

چخبره اونجا ؟...............قهوه خونه راه انداختین؟

جمش کن آقا، جمش کن، ممنوعه ، جمش کن!

دوتا دوستای منم که حول شدن با لگد ، قلیونشون رو پرت کردن اونطرف.

هممون این شکلی بودیم:

 

تا اینکه گشت رفت و دوباره ، قل قل قل قل ...

صبح گذشت وعصر و همینطور قل قل قل قل و ما هم دورهمی مسخره بازی

در میاوردیم.

همینطوری که مشغول چرت و پرت گفتن و مسخره بازی بودیم یه سرباز

از اون دور داشت میومد،

لامصب همینطوری به ما نزدیک میشد ، نزدیک نزدیک، ونزدیکتر.

بعله داشت میومد سمت ما .

کفتم : یا ابوالفضل ، ارتش اومده باما بجنگه.(یا داعش؟)

سرباز رسید و اخمی توی صورتش ، چه هیبتی ، و عجیب به ما نگاه میکرد

چند ثانیه فقط ساکت بودیم و چشم تو چشم نگاه هم میکردیم.

ما سربازو نگاه میکردیم  و اونم مارو نگاه میکرد، خلاصه یه وضعیت 6 نفری

و جنگی-نظامی پیش اومد.

توی دست اون اهریمن یدونه نایلون بود که سفت گرفته بودش.

انگار که چیز مهمی توش بود.

ازخودش جدا نمیکرد.محکم گرفته بود و ول نمیکرد.

اونروز پنجشنبه بود اما پرنده پر نمیزد از شانس گه ما.

دستشو کرد توی نایلون.گفتم تموم شد ، اسلحست ، یا مولا ؛ الحمدالله ، اشهد ان لا

 اله ...

نایلون رو آورد بالا و دستش رو کرد توش ، یه چیز بزرگ توی نایلون بود

یهو کشید بیرون و ما:        یا خدا

گفت بچه ها:

.

.

.

.

.

.

آتیش دارین ، این قلیون منم چاق کنین. نشست کنارمون گفت آخیش

دنبال جا میگشتم، چه گرمه نه ؟ راستی یه سهمیه غذا بهم دادن

بفرما ، بفرما ، آقا شما بفرما........ ما: ممنون نوش جان.

دمتون گرم قاشق دارین؟

گفت اصن از پادگان میام دیگه خونه حال نمیده میام اینجا یه قلیونی چاق میکنم

ودیگه خونه نمیرم.

سرباز مملکت ، شد پسر خاله .

------------------------------------------------------------------

خاطره شماره 2

http://amirhosein76happy.persianblog.ir/post/196/

خاطره شماره 1

http://amirhosein76happy.persianblog.ir/post/169/

 

 


 
 
← صفحه بعد